تبلیغات
ایستگاه انتظار
چهارشنبه 2 شهریور 1384

   نوشته شده توسط: سهیل    نوع مطلب :کاغذ پاره ها  ،

تنهایی

هر شب از پنجره به او نگاه می كردم . دلش صندوقچه اسرار بود . با از نامردی ها و نا مردمی ها گفتم . اما شبی دیگر از آسمانم رفت و رخ زیبایش را از من پنهان كرد . با خود گفتم یعنی چه كسی از من تنهاتر است كه این طور شتابان به آسمان او رفت . با خود گفتم اگر ماه نیست خالقش كه هست . تا خالق هست بنده ای تنها نمی ماند .


http://shaundaendersbe.blogas.lt
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:05 ب.ظ
I have been browsing online greater than three hours as of late, but I by no means discovered
any interesting article like yours. It's pretty worth sufficient for me.
In my view, if all web owners and bloggers made just right content as you did, the web shall be
much more useful than ever before.
How you can increase your height?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:35 ق.ظ
My brother suggested I would possibly like this web site.
He used to be totally right. This post truly made my day.
You cann't believe just how so much time I had spent for this info!
Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر